| نويسنده : نازنين | |
I"m so tired of being here
فرسوده ام از ماندن Suppressed by all my childish fears محصور در تمام ترسهاي کودکي ايم And if you have to leave و اگر اراده اي بر اين قرار گرفته که مرا ترک کني I wish that you would just leave آرزو دارم به تمامي مي رفتي "Cause your presence still lingers here زيرا سايه سنگين حضورت هنوز اينجاست And it won"t leave me alone و مرا تنها نمي گذارد These wounds won"t seem to heal مي نمايد اين زخمها نمي خواهند درمان شوند This pain is just too real اين درد بيش از اندازه حقيقي است There"s just too much that time cannot erase و چيزهاي بسياري است که زمان التيام نمي بخشد When you cried I"d wipe away all of your tears آن زمان که مي گريستي اشکهايت را از گونه مي زدودم When you"d scream I"d fight away all of your fears آن زمان که فرياد ميزدي با تمام ترسهايت نبرد مي کردم And I held your hand through all of these years و در تمامي اين سالها ديگر دستانت در دستم نيست But you still have اما تو هنوز مالک All of me تمام وجود مني You used to captivate me عادت داشتي فريبم دهي By your resonating life با نور درخشانت Now I"m bound by the life you"ve left behind اما اکنون من اسير زندگي به جاي مانده از تو هستم Your face it haunts اين چهره توست که شکار ميکند My once pleasant dreams هر شب روياهاي شيرينم را Your voice it chased away اين صداي توست که از من مي گريزاند All the sanity in me تمامي عقلانيتم را These wounds won"t seem to heal مي نمايد اين زخمها نمي خواهند درمان شوند This pain is just too real اين درد بيش از اندازه حقيقي است There"s just too much that time cannot erase و چيزهاي بسياري است که زمان التيام نمي بخشد When you cried I"d wipe away all of your tears آن زمان که مي گريستي اشکهايت را از گونه مي زدودم When you"d scream I"d fight away all of your fears آن زمان که فرياد ميزدي با تمام ترسهايت نبرد مي کردم And I held your hand through all of these years و در تمامي اين سالها ديگر دستانت در دستم نيست But you still have اما تو هنوز مالک All of me تمام وجود مني I"ve tried so hard to tell myself that you"re gone بسيار سخت تلاش کرده ام تا به خود بفهمانم که تو ديگر نيستي But though you"re still with me اما تو هنوز ترکم نمي کني I"ve been alone all along و من که براي بازمانده زندگي تنهايم | | | دوشنبه 13/12/1386 ساعت 3:33 عصر | | | | |