[ و يکى از ياران خود را فرمود : ] بيش در بند زن و فرزندت مباش که اگر دوستان خدايند ، خدا دوستانش را ضايع ننمايد ، و اگر دشمنان خدايند ، ترا غم دشمنان خدا چرا بايد ؟ [نهج البلاغه]

ليلي
نويسنده :  نازنين

I"m so tired of being here
فرسوده ام از ماندن
Suppressed by all my childish fears
محصور در تمام ترسهاي کودکي ايم
And if you have to leave
و اگر اراده اي بر اين قرار گرفته که مرا ترک کني
I wish that you would just leave
آرزو دارم به تمامي مي رفتي
"Cause your presence still lingers here
زيرا سايه سنگين حضورت هنوز اينجاست
And it won"t leave me alone
و مرا تنها نمي گذارد
These wounds won"t seem to heal
مي نمايد اين زخمها نمي خواهند درمان شوند
This pain is just too real
اين درد بيش از اندازه حقيقي است
There"s just too much that time cannot erase
و چيزهاي بسياري است که زمان التيام نمي بخشد
When you cried I"d wipe away all of your tears
آن زمان که مي گريستي اشکهايت را از گونه مي زدودم
When you"d scream I"d fight away all of your fears
آن زمان که فرياد ميزدي با تمام ترسهايت نبرد مي کردم
And I held your hand through all of these years
و در تمامي اين سالها ديگر دستانت در دستم نيست
But you still have
اما تو هنوز مالک
All of me
تمام وجود مني
You used to captivate me
عادت داشتي فريبم دهي
By your resonating life
با نور درخشانت
Now I"m bound by the life you"ve left behind
اما اکنون من اسير زندگي به جاي مانده از تو هستم
Your face it haunts
اين چهره توست که شکار ميکند
My once pleasant dreams
هر شب روياهاي شيرينم را
Your voice it chased away
اين صداي توست که از من مي گريزاند
All the sanity in me
تمامي عقلانيتم را
These wounds won"t seem to heal
مي نمايد اين زخمها نمي خواهند درمان شوند
This pain is just too real
اين درد بيش از اندازه حقيقي است
There"s just too much that time cannot erase
و چيزهاي بسياري است که زمان التيام نمي بخشد
When you cried I"d wipe away all of your tears
آن زمان که مي گريستي اشکهايت را از گونه مي زدودم
When you"d scream I"d fight away all of your fears
آن زمان که فرياد ميزدي با تمام ترسهايت نبرد مي کردم
And I held your hand through all of these years
و در تمامي اين سالها ديگر دستانت در دستم نيست
But you still have
اما تو هنوز مالک
All of me
تمام وجود مني
I"ve tried so hard to tell myself that you"re gone
بسيار سخت تلاش کرده ام تا به خود بفهمانم که تو ديگر نيستي
But though you"re still with me
اما تو هنوز ترکم نمي کني
I"ve been alone all along
و من که براي بازمانده زندگي تنهايم


دوشنبه 13/12/1386 ساعت 3:33 عصر

ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[24/5/1387- 11:30 ع] مدل
[24/5/1387- 11:19 ع] چند مدل لباس مجلسي
[آرشيو شده ها]
فهرست
4520 :کل بازديدها
20 :بازديد امروز
11 :بازديد ديروز
پيوندهاي روزانه
درباره خودم
ليلي
نازنين[71]
در ره منزل ليلي که خطرهاست در آن شرط اول قدم آنست که مجنون باشي
حضور و غياب
لوگوي خودم
ليلي
لوگوي دوستان














لينک دوستان
اموزش . ترفند . مقاله . نرم افزار
کسب درآمد اينترنتي
پسران پرواز
ايده هاي اخلاقي
آواي آشنا
اشتراک

نام:

ايميل:

 
آرشيو
مطالب شماره1 [3]
مطلب شماره2 [4]
مطلب شماره3 [19]
مطلب شماره 4 [14]
مطلب شماره 5 [11]
مطلب شماره6 [8]
مطلب شماره 7 [3]
مطلب شماره 8 [7]
طراح قالب