دوستي احمق، چونان درخت آتش است که [خودرا مي سوزاند و] پاره اي از آن، پاره ديگري را مي خورد . [امام علي عليه السلام]

ليلي
نويسنده :  نازنين

هرچه گشتم در اين شهر نبود اهل دلي که بداند غم دلتنگي وتنهايي ما ...!


پنجشنبه 6/10/1386 ساعت 5:48 عصر
نويسنده :  نازنين

چهارشنبه 21/9/1386 ساعت 4:18 عصر
نويسنده :  نازنين

اي عشق پيدا کن مرا


            همرنگ دريا کن مرا


                    خود را نوشتم بارها


                               يکبار معنا کن مرا  



شنبه 3/9/1386 ساعت 3:55 عصر
نويسنده :  نازنين

نميدونم از کجا بايد شروع کنم ولي ميخوام براي هميشه يا شايد يه مدت نامعلوم که خودمم نميدونم کي؟ شايد براي ابديت ؟ از اينجا يعني وبلاگم يا از توي خاطراتم برم . اينجا رو خيلي دوست داشتم چون همه اش به بهونه عزيزترينم بود ولي تا موقعي که بتونم با خودم کنار بيام و يه کم فکر کنم راجع به : يه سالي که بر من گذشت پر از خاطرات شيرين و تلخ بود .....(گفتي دوستت دارم. قلبم تندتر از هميشه تپيد. لبخند زدم و باورت کردم با اينکه مي دانم لبها دروغ ميگويند. با صدايت مرا نوازش کردي و تپش قلبت را احساس کردم چقدر مهربان و پاک بود ولي افسوس که.......زياد دوست داشتن من داره ميشه قضيه:( نيکي که از حد بگذرد ابله خيال بد کند) دلم بد جور گرفته از خيلي چيزا حتي از عزيزترينم..... خداحافظ




چهارشنبه 27/4/1386 ساعت 9:3 عصر
نويسنده :  نازنين

 


عشق يعني خون دل يعني جفا


عشق يعني درد و دل يعني صفا


عشق يعني يک شهاب و يک سراب


عشق يعني يک سلام و يک جواب


عشق يعني يک نگاه و يک نياز


عشق يعني عالمي راز و نياز


عشق يعني تا ابد فاني شدن


عشق يعني عابد و زاهد شدن


عشق يعني همچو ليلا خون شدن


يا چو مجنون راهي صحرا شدن


عشق يعني تيشه فرهاد ها


عشق يعني عالم فرياد ها


عشق يعني زخم کوه بيستون


عشق يعني ناله هاي درد و خون


عشق يعني در جهان رسوا شدن


عشق يعني يکه و تنها شدن


عشق يعني التماس و انتظار


عشق يعني تا ابد با من بمان


پنجشنبه 21/4/1386 ساعت 11:9 صبح
نويسنده :  نازنين

هفت شهرعشق................................ شهر اول : نگاه و دلربايي / شهر دوم : ديدار و آشنايي / شهر سوم : روزهاي شيرين و طلايي / شهر چهارم : بهانه ، فکر جدايي / شهر پنجم : بي وفايي / شهر ششم : دوري و بي اعتنايي / شهر هفتم : اشک ، آه و تنهايي


پنجشنبه 21/4/1386 ساعت 11:7 صبح
نويسنده :  نازنين

جمعه 8/4/1386 ساعت 12:2 عصر
نويسنده :  نازنين


تار وپود


هستي ام بر باد رفت اما نرفت / عاشقي ها از دلم ديوانگي ها از سرم  /  شمع لرزان نيستم تا ماند از من اشک سرد /  آتشي جاويد باشد در دل خاکسترم


 


 


دوشنبه 28/3/1386 ساعت 8:22 عصر

ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[24/5/1387- 11:30 ع] مدل
[24/5/1387- 11:19 ع] چند مدل لباس مجلسي
[آرشيو شده ها]
فهرست
4520 :کل بازديدها
20 :بازديد امروز
11 :بازديد ديروز
پيوندهاي روزانه
درباره خودم
ليلي
نازنين[71]
در ره منزل ليلي که خطرهاست در آن شرط اول قدم آنست که مجنون باشي
حضور و غياب
لوگوي خودم
ليلي
لوگوي دوستان














لينک دوستان
اموزش . ترفند . مقاله . نرم افزار
کسب درآمد اينترنتي
پسران پرواز
ايده هاي اخلاقي
آواي آشنا
اشتراک

نام:

ايميل:

 
آرشيو
مطالب شماره1 [3]
مطلب شماره2 [4]
مطلب شماره3 [19]
مطلب شماره 4 [14]
مطلب شماره 5 [11]
مطلب شماره6 [8]
مطلب شماره 7 [3]
مطلب شماره 8 [7]
طراح قالب